مفهوم زمان در فلسفه برگسن
15 بازدید
محل نشر: مدرس علوم انسانی » زمستان 1379 - شماره 17 » (14 صفحه - از 95 تا 108)
نقش: نویسنده
وضعیت چاپ : چاپ شده
نحوه تهیه : گروهی
زبان : فارسی
هانری برگسن از فیلسوفان بر جسته قرن بیستم اروپا است.برگستن که در آغاز به شدت تحت تأثیر فلسفه تحولی اسپنسر بود.پس از مدتی دریافت که این فلسفه در توجیه تکامل موجودات ناتوان است و پس از تأمل فراوان به این نتیجه رسید که علت این ناتوانی در برداشتی است که اسپنسر از مفهوم زمان دارد.برداشت اسپنسر از مفهوم زمان همان چیزی بود که در مکانیک و نجوم رواج داشت.برگسن دریافت که آنچه فیلسوفان و دانشمندان فیزیک و ریاضیات از زمان می‏فهمند بر فضا قابل انطباق است.اوصافی چون کمیت، قابلیت انقسام، و قابلیت اندازه گیری که آنها برای زمان برمی‏شمردند، به کلی از ساحت زمان حقیقی که برگسن آن را«دیرند»می‏نامید به دور است.آنچه برگسن از زمان حقیقی یا دیرند و می‏فهمید به توالی خاصی از حالات وجدان برمی‏گشت و اصلا امری نبود که مستقل از انسان و ناظر خود آگاه معنا داشته باشد.برگسن برای ارائه تصویر دقیقی از دیرند، تحلیلی از معنای عدد و فضا ارائه داد تا نشان دهد که زمان حقیقی هیچ نسبتی با عدد قابل شمارش و فضای قابل انقسام ندارد. متدولوژی برگسن برای تحقیق در این مسأله درون بینی یا شهود است.از این رو برگسن با دریافت بی واسطه وجدان در می‏یابد که دیرند ناب یا زمان حقیقی عبارت است از توالی دگرگونی‏های کیفی، در هم ذوب شده، در هم نفوذ کرده، بدون حد و مبرز دقیقی از هم، بدون هیچ میلی به بیرون شدن از هم و بی هیچ ارتباط و نسبتی با عدد.اما اینکه چرا ما نمی‏توانیم زمان غیر قابل اندازه‏گیری را تصور کنیم به علت مأنوس بودن با فضا و بلکه غوطه‏ور بودن در فضا است و الاّ زمان حقیقی یا دیرند قابل اندازه‏گیری نیست.در واقع آن چیزی را که می‏شماریم و اندازه می‏گیریم لحظات زمان نیست، بلکه تعداد همزمانیها است. کلید واژه‏ها:زمان، فضا، کمیت، وجدان، شهود، خود آگاهی،
آدرس اینترنتی